الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
78
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
نيّت و قصد به سوى آن فعل ازو صدور يابد . و الحق اين كلامى است در نهايت لطافت ، و بيانى است مقرون به كمال حسن و ظرافت . و بر اذهان مستقيمه مخفى نخواهد بود كه منوى را بر وجهى در خاطر گذرانيدن كه از غير خود ممتاز باشد و ايقاع آن محض از براى رضاى خدا بوده باشد در نهايت آسانى است و اشكالى بر آن مترتّب نيست . مثلا نماز ظهر را كه بالفعل ما مكلّف به اداى آنيم ، مىتوانيم به نوعى در خاطر بگذرانيم كه از ساير عبادات ديگر امتياز داشته باشد ، و ايقاع آن بجز رضاى حق - سبحانه و تعالى - نبوده باشد ، و درين اصلا صعوبتى نيست چنان كه وجدان صحيح و سالم از كدورات نفسانى و وساوس شيطانى شاهد بر آن است . پس هر كس كه صحيح الوجدان نبوده باشد كه امر نيّت را چنانچه مذكور شد دريابد و آن را صعب و مشكل داند مسألت مىنمائيم از حضرت عزّت - جلّ شأنه و عزّ برهانه - كه وجدان سقيم او را مبدّل به وجدان سليم گرداند أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * ، و بالاجابة جدير . [ دعاهاى ميان تكبيرات افتتاحيه ] و بعد از آن بايد كه بجا آورى در ميان تكبيرات « 1 » افتتاحيّهء هفتگانه ، ادعيهء مستحبّهء سهگانه را كه روايت كرده است ثقة الاسلام در كتاب « كافى » به طريق حسن از امام به حق ناطق امام جعفر صادق - عليه التّحيّة و السّلام - پس بعد از تكبير سيّم بگو : اللّهمّ انت الملك الحقّ ، لا إله الّا انت ، سبحانك انّى ظلمت نفسى فاغفر لى ذنبى انّه لا يغفر الذّنوب الّا أنت . [ خداوندا تو پادشاه حق و هستى ، جز تو معبودى نيست ، تو منزهى ، من به خودم ستم كردم ، پس گناهم را بر من ببخش ، كه گناهان را جز تو كسى
--> ( 1 ) تعبير به « ميان تكبيرات » از باب تغليب و اكثريت است و الا دعاى سوم كه خواهد آمد بعد از تكبير هفتم است نه ميان تكبيرات ( مؤلف - ره ) .